ناگفته های سید حسن نصرالله

ناگفته های زندگی خصوصی سید حسن نصرالله ، دبیر کل حزب الله لبنان در مصاحبه با خبرگزاری صداوسیما منتشر شد.

ناگفته های سید حسن نصرالله

ناگفته های سید حسن نصرالله به گزارش «نسیم آنلاین»‌، سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در مورد زندگی خصوصی اش به خبرگزاری صدا وسیما گفت: طی 25 سال گذشته زندگی شما زندگی بسیار سختی بوده است، مردم دوست دارند بدانند طی این 25 سال به شما چه گذشته است با توجه به شرایط امنیتی که به شما و خانواده شما تحمیل شده است، آیا خانواده شما از این وضعیت خسته نشده اند؟  

سیدحسن نصرالله – انسان به وضعیت عادت می کند ، اولا خانواده به این وضعیت عادت کرده است به ویژه همسرم و همینطور فرزندانم. تعداد ما زیاد نیست و بیشتر فرزندان من ازدواج کرده اند و در زندگی خودشان مستقل هستند. ما تنها یک فرزند داریم که با ما زندگی می کند. در 25 سال گذشته با شرایط امنیتی ، سیاسی و اجتماعی به قول معروف سازگار شده ایم و اوضاع خود را سروسامان و نظم داده ایم به گونه ای که توانسته ایم به آن ادامه دهیم. بنابراین ما اولا خواست خدا را خواسته ایم و این وظیفه ماست و گزینه دیگری نداریم و این مسئولیت را پذیرفته ایم. بنابراین آنچه مستلزم آن است این است که آن را بپذیریم و با آن زندگی کنیم. به شما و همه کسانی که این سوال را مطرح می کنند اطمینان می دهیم که نگران این مسیر نباشند. برخی تصور می کنند مثلا فلانی و خانواده اش زندگی سختی دارند و ناراحتند و خسته شده اند ، نه از نظر من از مدتها پیش اوضاع بسیار عادی و طبیعی شده است و از نظر روحی و عاطفی همانند دیگر مردم زندگی می کنیم. (به فارسی) یعنی نگران ما نباشید.» 

خبرنگار – شما اینطور که من اطلاع دارم دارای پنج فرزند بودید که یکی از آنها آقای محمدهادی شهید شدند و یکی از خیابانهای لبنان هم به نام ایشان است ، اما سه فرزند پسر و یک فرزند دختر شما درحال حاضر چه کاری انجام می دهند و آیا آنها ازدواج کرده اند و فرزندی که پیش شما مانده است کدام است؟  

سیدحسن نصرالله – از کوچک شروع می کنیم ، کوچکترین آنها نامش محمدمهدی است و حدود 15 تا 16 سال سن دارد در دبیرستان مشغول تحصیل است و طبعا هنوز مجرد است و به تحصیل خود ادامه می دهد. فرزند بزرگتر از آن محمدعلی است که ازدواج کرده و دو فرزند دارد و در حزب الله کار می کند یعنی در یکی از واحدهای تشکیلات حزب الله مشغول کار است.  پس از او ، دخترم زینب است که ازدواج کرده است و او نیز چهار فرزند دارد و دانشجوی حوزه و دانشگاه است و در خانه خود به صورت عادی زندگی می کند.» 

خبرنگار – شنیدم همسر زینب خانم، محافظ شماست ، همینطور است؟  

سیدحسن نصرالله – نه درست نیست و از همراهان من نیست. او نیز در تشکیلات حزب الله کار می کند اما به دور از هر گونه ارتباط مستقیم با من.  معمولا تمایل دارم نزدیکانم به صورت مستقیم با من کار نکنند یعنی اعتقادی خاص در این زمینه دارم. اما او در ضمن تشکیلات حزب الله کار می کند اما نه با من و عملا ارتباط مستقیمی با من ندارد. ارتباط او با من این است که او داماد من است همانند ارتباط فرزندم یا دوستم یا برادرم با من. فرزند بزرگترم محمدجواد است که او نیز ازدواج کرده و چهار فرزند دارد و طبعا به صورت مستقل زندگی و در حزب الله  کار می کند.»   

خبرنگار – آیا پیش آمده که تا به حال خانوادگی دور هم  و با هم سر یک سفره بنشینید و غذا بخورید و گفتگو کنید؟  

سیدحسن نصرالله- «بعضی مواقع پیش می آید اما کم.»  

خبرنگار – کدام یک از فرزندانتان سیاسی تر هستند ، در خانه می نشینید چه بحثهایی می کنید؟  

سیدحسن نصرالله- « اگر سوال سیاسی داشته باشند آن را از من می پرسند ، فرزندان یا نوه ها. یعنی حتی برخی از نوه هایم درحال حاضر مثلا 9  یا 10  یا 11 سال سن  و به مسائل سیاسی توجه دارند چرا که در لبنان حتی کودکان نیز به مسائل سیاسی توجه دارند. اما معمولا درباره مسائل سیاسی صحبت نمی کنیم چرا که با فاصله زمانی یکدیگر را می بینیم و به مسائل خانوادگی و اجتماعی و مسائل کلی می پردازیم و به سوالات دینی و فرهنگی آنها پاسخ می دهم.»  

خبرنگار – آخرین باری که به طور دسته جمعی دور هم نشستید کی بود؟  

سیدحسن نصرالله- « نمی توانم به شما بگویم.»  

خبرنگار – شما ورزش هم می کنید ؟  

سیدحسن نصرالله- « کم به ویژه در دوره اخیر؛ به علت فشار کار در ماههای اخیر ، حتی مقدار کمی که ورزش می کردم هم نیز متاسفانه کنار گذاشتم اما انشاء الله آن را ازسر خواهم گرفت.»  

خبرنگار – چه ورزشی را دوست دارید؟   

سیدحسن نصرالله- « ورزشی را که دوست دارم نمی توانم به آن بپردازم من در گذشته در زمان جوانی فوتبال را بسیار زیاد دوست داشتم اما طبعا سالهاست که به آن نپرداخته ام. حتی پس از آنکه وارد حوزه علمیه شدم با گروهی از طلبه ها یا در برخی از مناسبتها به دور از انظار فوتبال بازی می کردم اما الان اینگونه نیست. الان تنها ورزش در دسترس ، پیاده روی است اما پیاده روی بر روی دستگاه نه در فضای باز.»

خبرنگار – شما به دلیل مسائل امنیتی مجبورید از تلفن همراه و تلفن ثابت یا از فضای مجازی دور باشید ، این فاصله به شما به لحاظ کسب اطلاعات لطمه نزده است؟  

سیدحسن نصرالله – « نه چرا که وسائل متعددی وجود دارد ، اولا رسانه های داخلی و بین المللی ، همه چیز در رسانه ها ذکر می شود. همه رسانه ها یعنی اکثر آنها را دنبال می کنیم یعنی هم داخلی و هم خارجی ، بیشتر رسانه هایی را که اخبار را به صورت فوری اعلام می کنند. دوم ، درست است که من از ارتباط مستقیم با اینترنت دور هستم اما آنچه در رسانه ها گفته  و آنچه منتشر می شود یا حتی ویدئوهای کوتاه را دنبال می کنم و برادرانمان در دفتر هر روز به کپی کردن آنها چه بر روی کاغد و چه بر روی سی دی اقدام می کنند و من از آنچه در شبکه های اجتماعی یا پایگاههای اینترنتی خبری گفته می شود اطلاع دارم و همچنین کلیپهای ویدئویی را به صورت روزانه نگاه می کنم. 

در خصوص رخدادها ، ما شبکه ارتباطی امن یا تقریبا امنی داریم که می توانم با هر مسئول در حزب الله گفتگو کنم در هر مکان در لبنان و در این خصوص هیچ منع امنیتی وجود ندارد با جنوب با بقاع با دورترین روستاها تماس می گیریم و اگر چیزی داشته باشند می فهمم و از آنها سوال می کنم و مشکلی در این خصوص نداریم.

با شمار زیادی از مسئولان حزب الله دیدار می کنم. برخی تصور می کنند من در یک نقطه زیر زمین می نشینیم و با دیگران دیدار می کنم اما این درست نیست. گاهی اوقات من به صورت مداوم در حال دیدار با مسئولان حزب الله و برادران و حتی روحانیونی  هستم که از مناطق دیگر می آیند ، حتی با شخصیتهای سیاسی. طبعا بیشتر این دیدارها به دور از رسانه ها انجام می شود. می نشینیم و گفتگو می کنیم و مسائل را می شنویم و برای همین در تماس دائمی برای فهمیدن جزئیات حوادثی هستیم که رخ می دهد.»  

خبرنگار – اما روزنامه و تلویزیون که مشکلی ندارد می توانید راحت دسترسی داشته باشید؟  

سیدحسن نصرالله – « بله طبیعی است. حتی من به بسیاری از مناطق می روم. برخی تصور می کنند من به هیچ جایی نمی روم ، نه. می توانم خارج شوم طبعا به صورت غیرعلنی. یعنی همین طوری در خیابان راه نمی روم ، به شکل غیرعلنی می توانم به هر جایی بروم و مردم و اماکن را ببینم.»  

خبرنگار – آخرین باری که در ملأ عام ظاهر شدید کی بوده است ؟

سیدحسن نصرالله – «روز دهم محرم گذشته»

خبرنگار – مردمی که شما را یکدفعه می بینند و می نگرند که سید حسن نصرالله جلوی آنها ظاهر شده است چه احساس و برداشتی دارند ، شما چه احساسی  به آنها دارید ؟

سیدحسن نصرالله – من و آنها احساسات دوستی و مودت و احترام  متقابل را به یکدیگر ابراز می  کنیم .  آنها احساسات خویش را بیان می کنند و من هم از این احساسات استقبال می کنم .اما آنها معمولا نگران هستند و اظهار امیدواری می کنند که من زیاد نایستم و زیاد با آنها صحبت نکنم و حتی برخی حاضران به من اشاره می کنند که شتاب کن و اینگونه آشکارا در معرض دید نباش .

خبرنگار – شما گفتید که برخی از اخبار مهم را به صورت دست نوشته برای شما می آورند و به شما اطلاع می دهند ، شما نگران نیستید که این اطلاعات نادرست باشد و در تصمیم گیریهای شما تاثیری بگذارد ؟

سیدحسن نصرالله – غالبا ما درستی اطلاعات را ارزیابی و درباره آن تحقیق می کنیم بویژه از طریق رسانه ها . من همیشه به برادرانم می گویم باید در خصوص هرگونه اطلاعاتی که به رسانه ها راه می یابند، اطمینان حاصل کنید . زیرا متاسفانه امروزه نمی توان بسیاری از چیزهایی را که عنوان می شود مورد وثوق و اطمینان قرار داد. ما منتظر می مانیم تا اخبار تایید شوند . منتظر دیگر رسانه های رقیب و  حتی مخالف  خود می مانیم  یا اینکه با طرفهای ذیربط تماس می گیریم تا درستی یا نادرستی اخباری را که گفته شده است ؛ مشخص نماییم.

خبرنگار – شما می بینید  که دور بودن از فضای مجازی در حال حاضر یک فاصله اطلاعاتی میان شما و جامعه ایجاد می کند ، از طرفی هم شما به طور مدام نمی توانید در ملأ عام حضور پیدا کنید ، آیا این روی تصمیم گیریهای شما که بر اساس منطق و مسائل روز جامعه باشد ؛ تاثیر نمی گذارد ؟

سیدحسن نصرالله – من دور نیستم . خدمت شما عرض کردم . حتی مطالبی را که در پایگاههای ارتباط اجتماعی نوشته می شوند یعنی مطالبی که افراد عادی درباره موضوعات مهم می نویسند، برادران برای من فتوکپی آن را می آورند و (مطالب مهم )آن را بیرون می آورند . من تصاویر را ملاحظه می کنم و عبارات را به شکل مستقیم می خوانم. در هر حال ، تا کنون بنا بر تجربه ما از بیست و پنج سال گذشته ، با شرایط دشوار و مسائل پیچیده ای روبرو شده ایم . تا کنون شکر خدا ، تصمیماتی که رهبران حزب الله اتخاذ کرده اند و من نیز یکی از آنها به شمار می آیم ؛ تصمیماتی عاقلانه ، درست و خوب بوده است .

خبرنگار – شما به مرحوم آیت الله بهجت ارادت ویژه ای داشتید ، چه ویژگی از شخصیت ایشان شما را مجذوب خود کرده بود ؟

سیدحسن نصرالله – تواضع، سادگی ، مختصرگویی، صداقت عجیب  ، و همچنین شفافیت و صراحت ایشان . شما وقتی روبروی ایشان می نشستید احساس می کردید همه چیز مقابل ایشان  روشن و بی پرده است . از افراد گرفته تا حوادث و آینده .

خبرنگار – چرا از ایشان به عنوان پدر معنوی حزب الله نام برده اید ؟

سیدحسن نصرالله – بعد از ارتحال امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)، اغلب مقامات حزب الله ، چشمانشان در موضوعات روحی و معنوی  و عرفانی به سمت و سوی حضرت آیت الله بهجت متوجه و معطوف  شد . آنچه که بیشتر مسئولان حزب الله را به این سمت و سو ترغیب کرد؛ رفتارهای جناب رهبری انقلاب ( دام ظله الشریف ) بود . زمانی که ما مشاهده می کردیم رهبری و ولی امر ما  با آیت الله بهجت چنین تماسی دارند و مرتب به دیدار ایشان می رفتند و به صحبتهایشان گوش فرامی دادند و به او چنین توجهی داشتند ؛ طبیعتا ما نیز بیشتر تشویق می شدیم که بیشتر به سمت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه )  گرایش و تمایل داشته باشیم.

به همین خاطر زمانی که برادران و مسئولان عالیرتبه و فرماندهان مقاومت  و نیروها و رزمندگان حزب الله راهی ایران می شدند ؛ بر دیدار با آیت الله بهجت و گوش فرادادن به پندها و نصیحتها ، توصیه ها و راهنمایی های ایشان  پافشاری داشتند  و اغلب به آنها پایبند بودند و از آن تاثیر می پذیرفتند.

خبرنگار – شما همان طور که در مصاحبه قبل هم اعلام کردید و بارها هم اعلام کرده اید، به رهبر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله خامنه ای، علاقه ویژه ای دارید، این علاقه بیشتر سیاسی، اعتقادی یا عاطفی است؟

سید حسن نصرالله – در درجه نخست علاقه اعتقادی، روحی و معنوی است و به طور طبیعی، عاطفی است، و در نهایت علاقه سیاسی به منزله نتیجه آن است و من علاقه اعتقادی خاصی به رهبر انقلاب دارم و این من تنها نیستم بلکه بسیاری از برادران و نمی گویم همه تا مبالغه نکنم، اما می گویم بسیاری از ما، اعتقاد ویژه ای به حضرت آیت الله خامنه ای داریم و این اعتقاد از تبلیغ دوستان نیست، یعنی اینطور نیست که دوستان یا طرفداران ایرانی رهبر انقلاب، عامل آن باشند که فرضا به اینجا بیایند و با ما درمورد شخصیت ایشان سخن بگویند و بعد به این شخصیت تعلق خاطر پیدا کنیم بلکه نتیجه تماس مستقیم و تجربه مستقیم است.

من و برادرانمان، در تماس مستقیم با حضرت رهبر هستیم، البته از زمانی که رئیس جمهور بودند، یعنی در آغاز تاسیس و تشکیل مقاومت در لبنان در سال 1982 در زمان حیات امام خمینی (قدس سره الشریف) و ما در آن زمان، به ایران و نزد ایشان می رفتیم و نیز خدمت رهبر انقلاب و ساعات زیادی نزد ایشان بودیم و به مسائل ما می پرداختند و این دیدارها پیوسته برگزار می شد و علاقه خاصی بود.

بنابر این تجربه، ما از ایشان  اوصاف ایمانی، تقوایی، دینی، اخلاقی، رهبری و شخصیتی دیدیم، به صورت آشکار و جذب ایشان شدیم و ایمان داریم که ایشان در جهان اسلام عالم تر، فقیه تر، نیرومند تر و شایسته تر برای عهده داری این مقام یعنی مقام رهبری و پیشوایی است و ما با تجربه ای که داریم، به این موضوع  اعتقاد داریم و از طریق اتفاقات و حوادث و آنچه از ایشان می شنویم و در حوادث مختلف می بینیم که ایشان رهبری است که از طرف خدا تایید و کمک می شود، ما به چنین چیزی یقین داریم و شکی در این باره نداریم که ایشان رهبری است که خداوند ایشان را تایید و کمک می کند و بر همین اساس ما ایشان را بسیار دوست داریم و ایشان را بسیار دوست دارند و در لبنان بسیاری در دعاهایشان نمی گویند از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر بیفزا بلکه می گویند مابقی عمر ما را بگیر و به عمر رهبر بیفزا و من یکی از آنان هستم و معتقد هستیم که بقای عمر شریف ایشان، به عنوان رهبر بزرگ، فواید و منافع بزرگی برای امت و اسلام دارد و از بقای هر کدام از ما مهمتر است.

خبرنگار – با توجه به مراوادتی که با ایشان داشته اید، آیا خاطره ای یا ویژگی خاصی از ایشان در ذهن دارید؟

سیدحسن نصرالله – به طور طبیعی هر کس از هر کشوری وقتی وارد ایران می شود و در برابر رهبر انقلاب اسلامی ایران می نشیند، خود را در برابر انسانی به شدت متواضع، مهربان و دوست و عاطفی و پدر، می بیند، برای مثال هنگامی که برای یک ساعت یا یک ساعت و نیم یا بیشتر یا کمتر، در برابر ایشان می نشینیم، ایشان به سخنان ما گوش می دهد، تبسم می کند و از چشمانشان دوستی را مشاهده می کنیم، دوستی به خود انسان و دوستان و برادران در مقاومت و حتی پدرانمان که ما را تربیت کرده و با ما زندگی کرده اند و استادان ما در بیست و پنج سال گذشته، اینگونه با ما تعامل و برخورد نداشته اند، با محبت، دوستی و احترام و اکرام و عاطفه که رهبر انقلاب با ما برخورد کرده اند و این به خودی خود کافی است که ما را بدون حد و مرز جذب خود کنند.

خبرنگار – آمریکا و رژیم صهیونیستی تهدیدهای شما را همواره جدی می گیرند و نگرانند، این چه احساسی را در شما ایجاد می کند؟

سیدحسن نصرالله  – این بر ایمان ما به آنچه به آن ایمان داشتیم می افزاید، انسانی که به خداوند بزرگ ایمان دارد و به خداوند متعال توکل می کند و به وعده خداوند مبارک اعتماد دارد و تکلیف شرعی خود را انجام می دهد و به دنبال قدرت در میان خاندان، امت و مردم خود است و نه  نزد دشمن، خداوند متعال او را تقویت می کند و دشمنان را از او می ترساند و این در احادیث شریف ما  از پیامبر و اهل بیت آمده است، آنان به ما گفته اند. پس هنگامی که ما می بینیم اسرائیلیها تهدیدهای ما را جدی می گیرند و اطمینان دارند که بر آنچه می گوییم، توانایی داریم، این بر باور ما می افزاید، به آنچه ایمان داریم و به آنچه عمل می کنیم.

خبرنگار- شما قبل از اینکه یک چهره سیاسی و یا  نظامی باشید یک چهره روحانی هستید فکر می کنید کدام ویژگی شما نسبت به دیگری برتری دارد و دوست داشتید که اگر دبیرکل حزب الله نبودید چه کار می کردید؟ 

سید حسن نصرالله – اولا نمی توان جدا کرد یعنی به عنوان مثال نمی توان روحانی و سیاستمدار و نظامی را از یکدیگر جدا کرد و جداسازی دقیق نیست. من همیشه احساس می کنم که من یکی از طلبه های علوم دینی هستم و این مساله لحظه ای از من جدا نیست. زیرا در همه جلسه ها و دیدارهایمان و حتی در فعالیت سیاسی و فعالیت جهادی و فعالیت نظامی، خداوند تبارک و تعالی حاضر است. (در این زمینه) آیه قرانی و روایات اهل بیت (علیهم السلام) و حدیث و موعظه ها ، همه این ها وجود دارد. نفس عمل ما این است که علاقمندیم که برای خداوند تبارک و تعالی باشد و این بیش از آن که جنبه سیاسی داشته باشد جنبه روحانی و معنوی دارد. 

در بسیاری از دیدارهای داخلی و جلسه ها من به عنوان یک روحانی سخنرانی می کنم این گونه نیست که من همیشه درباره مسائل سیاسی سخن بگویم درباره مسائل دینی و اعتقادی و اخلاقی سخن می گویم، مانند هر طلبه ای که با برادرانش دیدار می کند یا اینکه  منبر می رود. بله در سخنرانی ها در مناسبت های عمومی مثل مناسبت های سیاسی که مجموعه ای از شبکه های تلویزیونی پخش می کنند من علاقمندم و سعی می کنم که از زمان استفاده کنم تا درباره مسائل سیاسی سخن بگویم زیرا این فرصت برای بقیه برادرانم فراهم نیست که موضع سیاسی را بیان کنند و همه رسانه های گروهی آنچه را که آنها می گویند پخش کنند. اما به دور از رسانه های گروهی من 

نقش طلبه های علوم دینی را برای جوانان و مردم و برادران و خواهران ایفا می کنم. 

همچنین در تماس دائم با مطالعه هستم یعنی من کتاب ها را مطالعه  و به طور دائم به آن ها مراجعه می کنم و به دروس حوزوی گوش می دهم. امروز شکر خدا به لطف کامپیوتر و ضبط دروس در سی دی ها که همه این ها به خوبی در دسترس است. به همین علت احساس می کنم هر چقدر هم که سیاستمدار یا نظامی شده باشم از طلبه های علوم دینی هستم و می مانم. 

این جنبه طلبگی همانطور که شما می گویید می چربد(بر دیگر ابعاد غلبه دارد) و این همان چیزی است که من آن را بیشتر دوست دارم. الان به بخش دوم سوال شما (می پردازم)، اگر دبیرکل نبودم و این مسئولیت را نداشتم، دوست داشتم همانطور که در گذشته بودم، از مسجدی به مسجدی دیگر و از حسینیه به حسینیه دیگری و از شهرک به شهرک دیگری بروم و تدریس و سخنرانی کنم و در مساجد حضور داشته  و با مردم در تماس باشم و در سطح تمایل شخصی، من این نوع فعالیت و کار را دوست دارم. و آرزو دارم روزی فرا برسد تا به آن بازگردم(این کار را انجام دهم). 

خبرنگار- با توجه به اینکه به هر حال خیلی از محدودیت های امنیتی برای شما وجود دارد مجبورید بیشتر در فضای سربسته باشید وقت تان را چطور تنظیم می کنید که هم به کارهایتان برسید و هم به هر حال  در فضای سربسته بودن به مدت خیلی زیاد، افسردگی  و مشکلات زیاد روحی می آورد ،  طی بیست و پنج سال گذشته این ها را چگونه حل کرده اید؟

سیدحسن نصرالله- اولا من به آنها می گویم که این احساس را داشته باشند که خداوند سبحان و تعالی به آنها نگاه دارد و  از میان عزیزان  آنها و  دوست داشتنی ترین  افرادشان اعم از  فرزندان ، برادران و همسران آنها ، شهدا را انتخاب کرده است . در این جنگ بزرگ فرزندان ، عزیزان و همسران آنها در دفاع از اسلام و امت اسلامی و همه ملتهای  منطقه و  دفاع از مقدسات – تاکید می کنم- همه مقدسات  به شهادت رسیده اند. 

خدا پیش نیاورد، اگر همه ما از حضور در میدانها، دست بکشیم چه در عراق و چه جاهای دیگر، من در خصوص میدان نبرد خاصی یا فقط از حزب الله صحبت نمی کنم،  درباره خانواده همه شهدا چه در عراق، چه سوریه و چه لبنان و حتی برادرانی که در یمن می جنگند یا در هر عرصه و میدان دیگری حضور دارند؛ صحبت می کنم. اگر این گروههای تکفیری می توانستند بر این کشورها تسلط پیدا کنند هیچ چیز باقی نمی ماند. نه مقدسات و نه عتبات مقدسه و نه حرم مقدس و نه مسجد  شریف پیامبر (ص) و گنبد سبز آن و مقبره پیامبر (ص) هیچ اثری باقی نمی ماند.

حتی اجداد این وهابیها ، شما می دانید که در قدیم می خواستند قبر پیامبر (ص) را به طور کامل ویران کنند اما قیامی که در جهان اسلام برپا شد و نگرانی آنها از واکنشها مانع از این کار شد . این اعتقاد آنها است . اگر به این گروههای تکفیری اجازه می دادید و تسامح می کردید همچنان که مقبره و مقام  حجربن عدی (سلام الله علیه) را در غوطه دمشق ویران کردند با همه قبرهای انبیا و اولیا و عتبات ائمه و مقبره پیامبر (ص)  و حتی خانه شریف کعبه نیز  چنین کاری می کردند. این مساله از اصول و شالوده های فکری و فقهی آنان به شمارمی آید. آنها حتی کعبه شریف را نیز اگر می توانستند نابود می کردند. 

این شهدا از اسلام و  تمام مقدسات اسلامی دفاع کردند. آنها همچنین از آبرو و شرافت مسلمانان دفاع کردند. این یک نبرد بسیار بزرگ است. اینها از یک طرف و از طرف دیگر اینکه  فرزندان شهید آنها نزد خداوند سبحان هستند. انسان وقتی می داند که فرزند یا عزیز او در جوار خداوند و پیامبران او و رسول گرامی و اهل بیت (علیهم السلام) و در بهشت خدا در امنیت و آسایش ، آرامش و نعمت است، خوشبخت خواهد بود. نگران و  اندوهگین و دردمند نمی شود. فقط بار عاطفی فراق و دوری می ماند که آن هم امری طبیعی است و با این ایمان می توان بر هر اندوهی فائق آمد. من به خانواده این  شهدا، شهادت فرزندانشان را تبریک می گویم و از خداوند سبحان و تعالی می خواهم شفاعت آنان را در روز قیامت روزی ما گرداند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *